فرارو | دعوای تجدیدنظر چیست و دادگاه تجدیدنظر چه قوانینی دارد؟
اعتراض به رأی صادره از دادگاه بدوی (نخستین) و درخواست رسیدگی مجدد به تمام یا بخشی از دعوا از دادگاه تجدید نظر را تجدید نظر خواهی می‌گویند؛ بنابراین تجدید نظر خواهی یعنی اینکه شخصی نسبت به رأیی‌ای که از سوی دادگاه بدوی در خصوص وی صادر شده است معترض است لذا از دادگاه دیگری می‌خواهد که مجدد به پرونده وی رسیدگی کند.
فرارو- گاهی اوقات ممکن است پرونده‌ای را در دادگاه مطرح کنیم یا اینکه پرونده علیه ما در دادگاه مطرح شود و نهایتاً رأی به ضرر ما صادر شود، اما باید بدانیم که همین که رأیی‌ای به ضرر ما صادر شد پایان راه نیست بلکه ما از طرق مختلف می‌توانیم به این آراء اعتراض کنیم در یک تقسیم بندی طرق شکایت از آراء در دادگاه‌های حقوقی به دو دسته عادی و فوق العاده به شرح ذیل تقسیم می‌شوند:

۱- طرق عادی شکایت از آراء: منظور از طرق عادی روش‌هایی است که اعمال آن‌ها اصولاً محدود به موضوعات خاص یا جهات خاصی نیست که عبارتند از: واخواهی و تجدید نظر خواهی

۲- طرق فوق العاده شکایت از آراء: منظور از طرق فوق العاده روش‌هایی است که اعمال آن‌ها یا محدود به موضوعات خاص است یا محدود به جهات خاصی که عبارتند از: فرجام خواهی، اعاده دادرسی و اعتراض ثالث

در این نوشتار به بررسی اوصاف، جهات و احکام کلی تجدید نظر خواهی به عنوان یکی از طرق عادی شکایت از آراء می‌پردازیم. لازم به ذکر است که تجدید نظر خواهی در دادگاه‌های کیفری تابع احکام و مقررات آیین دادرسی کیفری است که در نوشتار‌های بعدی مورد بررسی قرار می‌گیرد.


تجدید نظر خواهی چیست؟

اعتراض به رأی صادره از دادگاه بدوی (نخستین) و درخواست رسیدگی مجدد به تمام یا بخشی از دعوا از دادگاه تجدید نظر را تجدید نظر خواهی می‌گویند؛ بنابراین تجدید نظر خواهی یعنی اینکه شخصی نسبت به رأیی‌ای که از سوی دادگاه بدوی در خصوص وی صادر شده است معترض است لذا از دادگاه دیگری می‌خواهد که مجدد به پرونده وی رسیدگی کند.

دادگاهی که در رأی صادره تجدید نظر می‌کند، دادگاه تجدید نظر نام دارد. لازم به ذکر است که اگر از رأی صادره درخواست تجدید نظر شود تا قبل از تعیین نتیجه دادگاه تجدید نظر رأی اجرا نمی‌شود.
 

جهات تجدید نظر

به موجب قانون آیین دادرسی مدنی جهاتی برای تجدید نظر ذکر شده است که به طور مختصر عبارتند از:

۱- ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه

۲- ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود یعنی شهود شرایط مقرر در قانون برای شهادت را نداشته باشند.

۳- ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی

۴- ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رأی

۵- ادعای مخالف بودن رأی با موازین شرعی یا مقررات قانونی

توجه به این نکته ضروری است که لازم نیست تجدید نظر خواه در دادخواست تجدید نظر خود به جهات تجدید نظر خواهی اشاره کند علاوه بر این اگر تجدید نظر خواه در دادخواست خود یکی از این جهات را ذکر کند مثلاً مدعی گردد که قاضی دادگاه صلاحیت نداشته ذکر جهت تجدید نظر دادگاه تجدید نظر را محدود و محصور به جهت مذکور نمی‌کند یعنی اگر جهت دیگری هم وجود داشته باشد که در دادخواست تجدید نظر به آن اشاره نشده باشد مرجع تجدید نظر به آن جهت هم رسیدگی می‌کند.
 
دعوای تجدیدنظر چیست و دادگاه تجدیدنظر چه قوانینی دارد؟


آراء قابل تجدید نظر

آراء دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور حقوقی قطعی است مگر در موارد مندرج در قانون که در ادامه به بررسی آن‌ها می‌پردازیم. آرایی که قابلیت تجدید نظر را ندارند قطعی نامیده می‌شوند قطعیت و یا قابل تجدید نظر بودن رأی دادگاه در ذیل آرای صادره در محاکم قضایی قید می‌گردد.

قبل از بررسی آراء قابل تجدید نظر لازم است ابتدا حکم و قرار را بشناسیم در واقع رأیی که از سوی دادگاه صادر می‌شود ممکن است حکم یا قرار باشد.

چنانچه رأی دادگاه راجع به ماهیت دعوی و یا به عبارتی دیگر راجع به اصل موضوع خواسته و حقانیت و یا عدم حقانیت طرف مقابل باشد و یا اینکه حکم به محکومیت خوانده و یا بی حقی خواهان صادر شود رأیی که در این خصوص صادر می‌گردد حکم نامیده می‌شود.

اما چنانچه دادگاه وارد رسیدگی به اصل و ماهیت پرونده نشده و به رسیدگی امور شکلی پرونده بپردازد رأیی که صادر می‌گردد قرار نام دارد.

احکام زیر قابل درخواست تجدید نظر می‌باشند:

۱- دعاوی مالی که خواسته یا ارزش آن از سه میلیون ریال بیشتر باشد. دعاوی مالی به آن دسته از دعاوی اطلاق می‌گردد که خواسته مورد نظر در زمان طرح و تشکیل پرونده قابل ارزیابی به پول بوده و بتوان قیمت خواسته را مشخص نمود مانند دعاوی مطالبه وجه دیون به مبالغ مشخص و معین.

یا اینکه خواسته مورد نظر مالی باشد، اما در زمان طرح پرونده، نتوان قیمت خواسته را مشخص نمود و به عبارتی قابل ارزیابی به پول نباشد که در این صورت به یک قیمت تقویم می‌شود مانند دعاوی اثبات مالکیت، استرداد چک و …

۲- کلیه آراء صادره در دعاوی غیر مالی، به آن دسـته از دعـاوی که قـابل ارزیابی به پول نبـاشد و اصلاً خواسته مورد نظر مـالی نباشد دعاوی غیر مالی اطلاق می‌گردد. مانند دعوی تمکین از سوی زوج، اعسار و تقسیط محکوم به و …

۳- حکم راجع به متفرعات دعوا در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدید نظر باشد.

در واقع در صورتی که خواسته مطرح شده دارای یک سری فرعیاتی در کنار اصل دعوا باشد که مورد رسیدگی قرار گرفته است، چنانچه اصل دعوا قابل تجدید نظر باشد، فرعیات و جزئیات پیرامون آن نیز به تبعیت از قابل تجدید نظر بودن اصل دعوا قابل تجدید نظر خواهد بود.

لازم به ذکر است احکامی که مستند به اقرار در دادگاه و یا مستنـد به رأی یک یا چند نفر کارشناس که طرفین پرونـده به صورت کتبی رأی آنان را قاطع دعوا قرار داده باشند، قابل تجدید نظر نخواهد بود و رأی به صورت قطعی صادر خواهد شد مگر در خصوص صلاحیت دادگاه یا قاضی صادر کننده رأی؛ بنابراین اگر در جلسه دادگاه و یا در یکی از لوایح تقدیمی و یا صورت جلسات دادگاه به نفع طرف مقابل خـود اقرار نمـوده اید دیگر حـق اعتراضی تحت عنـوان تجدید نظر خواهی برایتان متصور نخواهد بود.

قرار‌های زیر قابل تجدید نظر می‌باشد:

۱- قرار ابطال دادخواست یا رد داخواست که از دادگاه صادر شود. هر زمان که خواهان تا اولین جلسه دادگاه، دادخواست خود را مسترد کند یعنی تقاضای مختومه شدن پرونده را نماید چه به صـورت کتبی و چه به صورت شفـاهی در صورت جلسـه دادگاه قرار ابطـال دادخواست صـادر می‌شود.

اگر خواهان تا زمانی که دادرسی به پایان نرسیده دعوای خود را استردادکند یعنی تقاضای مختومه شده پرونده را نمـاید، در این صورت دادگـاه قرار رد دعـوا صادر می‌نماید.

۲- قرار سقوط دعوا، استرداد دعوا بعد از ختم مذاکرات اصحاب دعوا در موردی امکان پذیر است که یا خوانده دعوی راضی بوده و یا اینکه خواهان از دعوای خود به طور کلی صرف نظر کند در این صورت دادگاه قرار سقوط دعوا را صادر خواهد کرد.

۳- قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا، یعنی یکی از طرفین پرونده شرایط لازمه برای طرح و تشکیل دعوا را نداشته باشد صغیر یا مجنون باشد و یا به دلایلی از تصرف در اموال خود ممنوع باشد که در صورت وجود هر یک از شرایط ذکر شده اهلیت قانونی برای تشکیل پرونده در محاکم را نخواهد داشت.
بیشتر بخوانید:

اصحاب دعوای تجدید نظر

۱- تجدید نظر خواه: شخصی است که در رأی صادره از دادگاه نخستین کلا یا جزئا محکوم شده است.

۲- تجدید نظر خوانده: شخصی است که در رأی صادره از دادگاه نخستین کلا یا جزئا پیروز شده است.

لازم به ذکر است که شخص فقط نسبت به بخشی از رأی می‌تواند تجدید نظر خواهی کند که محکوم شده باشد.
 

فرآیند تجدید نظر خواهی

دادخواست تجدید نظر را به هر یک از مراجع زیر می‌توانید تقدیم کنید:

۱- دفتر شعبه دادگاه بدوی صادر کننده رأی

۲- دفتر کل دادگاه تجدید نظر استان

۳- دفتر زندان یا بازداشتگاه برای اشخاصی که در زندان یا بازداشت هستند.

دادخواست به هر یک از مراجع فوق که تسلیم گردد این مراجع پس از ثبت دادخواست آن را به دفتر شعبه بدوی صادر کننده رأی ارسال می‌کنند.

مدیر دفتر دادگاه بدوی دادخواست تجدید نظر را مورد بررسی قرار می‌دهد در صورتی که کامل باشد یک نسخه از آن را برای تجدید نظر خوانده می‌فرستد و به وی ۱۰ روز مهلت داده می‌شود تا لایحه دفاعیه ارسال کند بعد از این مدت پرونده توسط مدیر دفتر به دادگاه تجدید نظر ارسال می‌شود.

لازم به ذکر است که اگر این مهلت ۱۰ روزه منقضی شود و پرونده همچنان در دادگاه بدوی باشد و تجدید نظر خوانده پاسخ خود را ارسال کند پاسخ وی دریافت می‌شود.

اگر هم پس از انقضای مهلت ۱۰ روزه پرونده به دادگاه تجدید نظر ارسال شده باشد تجدید نظر خوانده می‌تواند به دادگاه تجدید نظر مراجعه کند و پاسخ خود را تقدیم کند بنابراین انقضای مهلت ۱۰ روزه حق پاسخ تجدید نظر خوانده را زائل نمی‌کند.


مهلت تجدید نظر خواهی

مهلت تجدید نظر خواهی برای اشخاص مقیم ایران ۲۰ روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور ۲ ماه از تاریخ ابلاغ یا انقضای مهلت واخواهی است.

اگر در خصوص یک دعوایی چند نفر تجدید نظر خواه وجود داشته باشد در صورتی که یکی از آن‌ها مقیم خارج از کشور و بقیه مقیم ایران باشند در این صورت مهلت تجدید نظر خواهی برای همه آن‌ها به ۲ ماه افزایش می‌یابد.

لازم به ذکر است که چنانچه رأی صادره از سوی شورای حل اختلاف صادر شده باشد ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ رأی برای تجدید نظر خواه مهلت وجود دارد، اما مرجع تجدید نظر در این مورد دادگاه تجدید نظر استان نیست بلکه تجدید نظر خواه باید دادخواست خود را به دادگاه عمومی حقوقی تقدیم کند.

حال ممکن است مهلت تجدید نظر خواهی سپری شود و فرد بعد از آن بخواهد اعتراض خود را مطرح کند در این صورت قاعده بر این است که دادگاه دادخواست او را نمی‌پذیرد مگر اینکه عذر موجهی داشته باشد؛ مانند اینکه خود او یا والدین یا همسر یا فرزند او دچار بیماری سختی شده باشند به گونه‌ای که این بیماری مانع حضور او شود یا اینکه حوادث طبیعی مانند سیل و زلزله بروز کند و امکان رفت و آمد وجود نداشته باشد.


شرایط دادخواست تجدید نظر

دادخواست تجدید نظر باید دارای شرایطی باشد که می‌توان این شرایط را براساس ضمانت اجرای آن به ۳ دسته به شرح ذیل تقسیم نمود:

‌۱- شرایطی که ضمانت اجرایی برای آن‌ها پیش بینی نشده است:

دادخواست تجدید نظر باید روی برگه‌های چاپ شده مخصوص نوشته شود همچنین به زبان فارسی باشد و توسط دادخواست دهنده امضا شده باشد.

برای این شرایط هیچ ضمانت اجرایی در قانون پیش‌بینی نشده است؛ علت پیش‌بینی نشدن ضمانت اجرا برای رعایت ننمودن این شرایط این نیست که این شرایط اهمیتی ندارد بلکه از نظر قانون‌گذار، چنانچه برگی فاقد این شرایط باشد اصولاً دادخواست شمرده نمی‌شود و حتی صلاحیت ثبت در دفتر دادخواست را ندارد و بنابراین توقیف و رد آن نیز ممتنع می‌باشد.

۲- شرایطی که ضمانت اجرای آن رد فوری دادخواست است:

در صورتی که نام و نام خانوادگی خواهان و یا آدرس او در دادخواست معلوم نباشد دادخواست ظرف مدت دو روز از تاریخ رسید آن به دفتر دادگاه طی قراری که توسط مدیر دفتر دادگاه یا در غیاب وی توسط جانشینش صادر می‌گردد رد می‌شود.

لازم به ذکر است که قرار رد دادخواست قابل اعتراض است اعتراض به قرار رد دادخواست نیاز به تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه دادرسی ندارد و به دادگاه بدوی سپرده می‌شود تا آن را به دادگاه تجدید نظر ارسال کند رأی دادگاه تجدید نظر چه در تایید قرار رد دادخواست و چه در رد آن قطعی است و قابل شکایت و اعتراض نمی‌باشد.

۳- شرایطی که ضمانت اجرای آن توقیف دادخواست می‌باشد:

در دادخواست تجدید نظر باید نام و نام خانوادگی، اقامتگاه یا شغل تجدید نظر خوانده قید شود علاوه بر این مشخصات حکم یا قراری که از آن درخواست تجدیدنظر شده، دادگاه صادر کننده و همچنین تاریخ ابلاغ آن باید در دادخواست نوشته شود.

در صورتی که تجدید نظر خواه به دلیل جدیدی استناد نموده باشد و آن دلیل به صورت سند باشد، باید رونوشت یا تصویر گواهی شده آن را پیوست نماید.

در صورتی که دادخواست دهنده عنوان قیومیت، ولایت، وصایت، وکالت یا مدیر شرکت و امثال آن را داشته باشد باید دلیل احراز کننده سمت خود را نیز پیوست نماید.

دادخواست و ضمایم آن باید به تعداد تجدید نظر خواندگان یا تجدید نظر خوانده به علاوه یک نسخه باشد پیوست رأی تجدید نظر خواسته الزامی نمی‌باشد، ولی مشخصات رای باید در دادخواست قید شود همچنین وی باید هزینه دادرسی در این مرحله را پرداخت کند.

عدم رعایت این شرایط منجر به عدم جریان دادخواست (توقیف دادخواست) می‌باشد. مدیر دفتر دادگاه بدوی باید ظرف دو روز نقص یا نقایص را به تفصیل به دادخواست دهنده به موجب اخطاریه ابلاغ نماید. مدیر دفتر دادگاه مزبور باید در داخواست تصریح کند که دادخواست دهنده باید ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ از دادخواست رفع نقص نماید.

در تمام این موارد مدیر دفتر دادگاه ظرف دو روز نقایص را به طور کتبی و مفصل از طریق ابلاغ به اطلاع تجدید نظر خواه می‌رساند وی ده روز فرصت دارد تا از دادخواست مزبور رفع نقص یا دادخواست خود را تجدید نماید.

در صورتی که تجدید نظر خواه ظرف مدت معین نقایص دادخواست خود را بر طرف نکند، دادخواست توسط قراری که توسط دادگاه بدوی صادر می‌شود رد می‌شود؛ این قرار ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ در مرجع تجدید نظر قابل اعتراض می‌باشد.
پیشنهاد
برگزیده*
پربیننده ترین