فرارو | کرونا و رابطه ایران و آمریکا
کد خبر: ۴۳۱۸۹۵
فارن‌پالیسی تحلیل کرد
نشریه فارن‌پالیسی می‌نویسد چشم‌انداز ایجاد گشایش‌های دیپلماتیک بین کشور‌ها از طریق همکاری در حوزه سلامت همچنان وجود دارد؛ چنانچه برخی از تحلیلگران معتقدند غرب باید با استفاده از دپیلماسی کرونا بتواند از فرصت‌ها برای عادی‌سازی روابط با ایران و کره‌شمالی استفاده کند.
تاریخ انتشار: ۰۰:۱۶ - ۱۵ اسفند ۱۳۹۸

نمایش حسن‌نیت کشور‌ها نسبت به یکدیگر در جریان بروز بحران‌های حوزه سلامت به ندرت در نیل به پیشرفت‌های دیپلماتیک واشنگتن با کشور‌هایی نظیر ایران و کره‌شمالی موثر واقع شده است. به نظر می‌رسد شرایط کنونی شیوع کرونا نیز در همین قاعده می‌گنجد، سنتی که نشان می‌دهد همکاری کشور‌های متخاصم در زمان‌های بروز بحران‌های سلامت در نهایت نتوانسته است تا یک آشتی پایدار میان آن‌ها برقرار کند.

به گزارش «دنیای‌اقتصاد»، نشریه آمریکایی فارن‌پالیسی نوشت: درحالی‌که ویروس کووید-۱۹ (ویروس جدید کرونا) درحال گسترش در سراسر جهان است، این ویروس دو کشور مورد تحریم آمریکا یعنی ایران و کره‌شمالی را نیز به‌شدت درگیر خود کرده است. ایرانی‌ها به‌شدت در تلاشند تا مانع از پیشروی کرونا شوند؛ ویروسی که تاکنون جان ده‌ها شهروند این کشور را گرفته است و حتی برخی از مقامات ایران نظیر معاون وزیر بهداشت و چند نماینده مجلس را نیز مبتلا کرده است.

در همین حال کره‌شمالی مرز‌های خود را به‌ویژه به روی چینی‌ها بسته است و توانسته به‌طور موثری با ممنوعیت در تردد افراد و کالا، خود را قرنطینه کند. در شرایط کنونی این پرسش را مطرح می‌شود که آیا می‌توان در خلال بروز شیوع ویروس کرونا، به پیشرفت‌هایی در زمینه دیپلماتیک دست یافت؟

آیا با وجود نگرانی‌ها و توجه جهانی به این مساله ممکن است به یک پیشرفت سیاسی با ایران و کره‌شمالی دست یافت؟ آیا آنچه به «دیپلماسی بحران» معروف شده است توان ایجاد کانال‌های کمک‌رسانی و ارتباط را دارد تا بتوان از این طریق به آشتی بین کشور‌ها سرعت بخشید؟ تعداد زیادی از تجربه‌های گذشته نشان می‌دهند که پاسخ این سوالات منفی است. در واقع اشکال مختلفی از دیپلماسی بحران یا دیپلماسی سلامت نتوانسته‌اند ابتکارات جدیدی را برای استقرار صلح پایدار ایجاد کنند. طی چندین دهه گذشته، کشور‌های مختلفی از افغانستان تا لیبی و السالوادور شاهد اعلام آتش‌بس‌های متعددی برای اجرای کمپین واکسیناسیون بوده‌اند.

نه تلاش‌ها برای نیل به تعدیل جنگ و نه خود برنامه‌های واکسیناسیون نتوانستند در بلند‌مدت از حجم خشونت‌ها بکاهند. در عوض، اقدامات بهداشتی برای مهار و ریشه‌کن ساختن بیماری‌هایی نظیر فلج اطفال و بیماری کرم گینه موثر بوده‌اند، اما نزاع‌های دنباله‌دار پس از آتش‌بس‌های مربوط به کمپین‌های واکسیناسیون در کشور‌هایی مثل فیلیپین و سومالی ادامه یافتند و اغلب زمانی که منازعات آغاز می‌شوند بیماری‌ها نیز باز می‌گردند. پس از اینکه توفان کاترینا ایالات‌متحده را در سال ۲۰۰۵ درنوردید، بسیاری از دشمنان آمریکا پیشنهاد ارسال کمک کردند. کوبا اعلام کرد که آمادگی دارد تا صد‌ها پزشک را به همراه ده‌ها تن داروی مورد نیاز به آمریکا اعزام کند.

چین اعزام متخصصان پزشکی خود را پیشنهاد داد و روسیه نیز از آمادگی برای ارسال آب آشامیدنی و کالا‌های موردنیاز خبر داد. دولت آمریکا تقریبا تمامی پیشنهاد‌ها را رد کرد و البته خودرو‌های ارتش مکزیک برای کمک‌رسانی وارد خاک آمریکا شدند.

روابط بین دولت آمریکا و کشور‌های مذکور نیز بدون تغییر باقی ماند. دیپلماسی سلامت عمومی حیطه‌ای جدید نیست. ادوارد جنر، پزشک انگلیسی قرن هجدهم که نقش شایانی در ساخت واکسن آبله ایفا کرد، از چنان جایگاهی برخوردار شد که توانست نقش میانجی را برای مبادله زندانیان میان انگلیس و فرانسه بازی کند. به‌کارگیری مداخله در حوزه سلامت عمومی برای ایجاد یک سیاست خارجی صلح‌آمیز و توسعه روابط جوامع از طریق ابتکار‌های ارتقای سلامت موجب کسب منافع فراوانی شده است

. اما از برنامه «پل سلامت برای صلح» سازمان بهداشت جهانی تا تلاش آن برای همکاری با رهبران مذهبی و بومی پاکستان در زمینه واکسیناسیون فلج اطفال، هیچ یک توان لازم را برای ایجاد صلحی جامع حتی در زمان تحقق اهداف سلامت نداشته‌اند. چنین ابتکار‌هایی نمی‌تواند لزوما به گرم شدن روابط دیپلماتیک واشنگتن با ایران و کره‌شمالی که گرفتار کرونا هستند، منجر شود. کره‌شمالی به‌طور مکرر کمک‌های بشردوستانه را در زمان‌های بروز سیل یا قحطی و در ازای اعطای امتیازات سیاسی قبول کرده است که البته اندکی بعد آن‌ها را نادیده گرفته است و در سال‌های ۱۹۹۵، ۲۰۰۰، ۲۰۰۱ و ۲۰۱۲ نیز همین شیوه را اتخاذ کرد.

در رابطه با ایران نیز بروز زمین‌لرزه‌های شدید در سال‌های ۱۹۹۰، ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ موجب شد کمک‌های آمریکا به ایران ارسال شوند، اما این اقدامات تاثیر بسیار کوتاه‌مدتی بر روابط دوجانبه داشتند. در سال ۲۰۰۵ که زمین‌لرزه‌ای دیگر در ایران رخ داد، دولت این کشور کمک‌های آمریکا را نپذیرفت و پس از آن نیز در همان سال و موقع بروز توفان کاترینا، این بار نوبت به دولت آمریکا رسید تا کمک‌های ایران را رد کند.

اگرچه فرصت‌هایی برای دیپلماسی در قلمرو سلامت عمومی وجود دارند، اما تجربه نشان داده که دیپلماسی سلامت بین ایران و آمریکا همواره با شکست مواجه شده است. اما دولت‌ها باید خصومت کنونی و دیپلماسی چندجانبه را رها کنند. از همه گذشته، منفک ساختن مسائل سیاسی از بحران‌های سلامت منافع زیادی نظیر ریشه‌کن‌سازی فلج اطفال و آبله داشته است. به علاوه قدرت مقررات الزام‌آور بین‌المللی در زمینه سلامت می‌تواند بدون گره زدن تلاش‌های مربوط به دیپلماسی و سیاست به نتایج بسیار مثبتی منجر شود؛ بر خلاف تلاش‌های فراوان برای استفاده سیاسی از آنها.

با این حال، نبود یک تجربه دیپلماتیک موفق در این حوزه به معنای آن نیست که چشم‌اندازی برای گشایش دیپلماتیک بین کشور‌ها از طریق همکاری در حوزه سلامت وجود ندارد. چنانچه برخی کارشناسان معتقدند غرب باید با استفاده از دیپلماسی کرونا بتواند از فرصت‌ها برای عادی‌سازی روابط با ایران و کره‌شمالی استفاده کند.

مجله فرارو
پرطرفدارترین عناوین