فرارو | بازگشت انتقامجویانۀ وایکینگ‌ها در سریال «وایکینگ‌ها؛ والهالا»

بازگشت انتقامجویانۀ وایکینگ‌ها در سریال «وایکینگ‌ها؛ والهالا»

سریال «وایکینگ‌ها؛ والهالا» (Vikings: Valhalla) داستان تازه‌ای از تاریخ وایکینگ‌ها را روایت می‌کند. این سریال ما را به تماشای عمق اختلافات مذهبی بین مسیحیت و ادیان قدیمی می‌برد و رویارویی فرهنگی اقوام شمالی با دنیای اطرافشان را به تصویر می‌کشد.
تاریخ انتشار: ۱۵:۵۱ - ۰۴ اسفند ۱۴۰۰
فرارو- سریال «وایکینگ‌ها» یکی از بهترین سریال‌های دهۀ اخیر بود که از نظر زیبایی بصری و خشونتی که در صحنه‌های نبرد داشت بی‌شباهت به «بازی تاج و تخت» نبود. حالا شبکۀ نتفلیکس دوباره به سراغ همان مضمون رفته است. ماجرای این سریال در همان دنیایی اتفاق می‌افتد که راگنار و پسرانش ساختند؛ اما با اینحال این یک داستان تازه است.
 
به گزارش فرارو؛ «وایکینگ‌ها؛ والهالا» ما را به صد سال بعد از ماجرا‌های سریال قبلی یعنی به قرن یازدهم میلادی می‌برد و ماجراجویی‌های تعدادی از مشهورترین وایکینگ‌های تاریخ را دنبال می‌کند. شخصیت‌های اصلی سریال ماجراجوی مشهوری به اسم لیف اریکسون (با بازی سم کورلت)، خواهر سرسخت و پر شور و شرش فریدیس اریکسدوتر (فریدا گوستاوسون) و شاهزادۀ جاه‌طلب شمالی یعنی هارالد سیگوردسون (لئو سوتر) هستند.
بازگشت انتقامجویانۀ وایکینگ‌ها در سریال «وایکینگ‌ها؛ والهالا»
تنش‌های بین وایکینگ‌ها و پادشاهی انگلستان به نقطۀ خشن و خونباری رسیده و خود وایکینگ‌ها هم در آستانۀ یک جنگ داخلی مذهبی بین مسیحی‌ها و معتقدان به ادیان قدیمی قرار گرفته‌اند.
 
در این سریال ما می‌بینیم که دنیای وایکینگ‌ها نسبت به قبل گسترش زیادی پیدا کرده و شخصیت‌های سریال قبلی حالا به چهره‌های افسانه‌ای و خداگونه تبدیل شده‌اند. در اینجا ما سه شخصیت تازه و اوضاع و احوالی تازه داریم؛ اما مسائل اصلی هنوز همان مسائل قدیمی هستند: پادشاهی، دوستی و اختلافات مذهبی.
 
سه خط داستانی در این سریال وجود دارد. اولی در منطقۀ کاتگات اتفاق می‌افتد و شخصیت اصلی آن فریدیس است. دومی در انگلستان رخ می‌دهد و ماجرای نزاع بین شاه ادموند و پادشاه نروژ بر سر تاج و تخت را نشان می‌دهد؛ و نهایتا خط سوم بین این دو نقطه در رفت و برگشت است و ماجرای جنگ بین وایکینگ‌ها (به فرماندهی شاهزاده هارالد) و انگلستان را به تصویر می‌کشد.
بازگشت انتقامجویانۀ وایکینگ‌ها در سریال «وایکینگ‌ها؛ والهالا»
با اینکه عناصر زیادی در داستان سریال وجود دارد، اما ساختار داستانی کاملا منسجم است و تمرکز اصلی آن بر مسائل مذهبی است. همه چیز در این‌جا تحت تاثیر مذهب است. اختلافات مذهبی بهانه‌ای می‌شود برای اینکه انگلیسی‌ها دست به قتل عام وایکینگ‌ها بزنند و وقتی وایکینگ‌ها تصمیم به انتقام می‌گیرند، دوباره اختلافات مذهبی باعث می‌شود که اتحادشان در مرز فروپاشی و جنگ داخلی قرار بگیرد. رویکرد سریال به این اختلافات مذهبی بی‌طرفانه است و خطا‌ها و کشتار‌هایی را که مسیحیان انجام دادند نادیده نمی‌گیرد.
 
اما آن چیزی که به همۀ این عناصر مختلف جذابیت بخشیده، شخصیت‌های لیف و خواهرش فریدیس هستند. لیف یک جنگجوی برجسته و استراتژیست هوشمند است. او می‌تواند کشتی‌ها را در دریای طوفانی هدایت کند بدون اینکه افرادش را از دست بدهد؛ او می‌تواند با حیواناتی دو برابر اندازۀ خودش بجنگد. اما او پر از شک و تردید است؛ انگار هویت خودش را گم کرده و نمی‌داند اهل کجاست و چه دینی باید داشته باشد. او نمی‌داند چه مسیری را در زندگی باید در پیش بگیرد.
بازگشت انتقامجویانۀ وایکینگ‌ها در سریال «وایکینگ‌ها؛ والهالا»
در طرف دیگر فریدیس هر چقدر که داستان جلوتر می‌رود نسبت به خودش مطمئن‌تر می‌شود. او زنی است که با رویای انتقام زندگی می‌کند. او بازماندۀ قتل عامی است که مسیحی‌های انگلیسی انجام دادند و حالا با سرسختی تمام می‌خواهد سرنوشت خودش را وقف انتقام کند. گوستاوسون در نقش فریدیس به شکلی فوق‌العاده توانسته توازن بین خشونت و قدرت از یک طرف و عاطفی بودن و آسیب‌پذیر بودن از طرف دیگر را در وجود این شخصیت به نمایش بگذارد.
 
هارالد هم شاهزاده‌ای مسیحی است که مسیحی بودنش بیشتر به خاطر شرایط سیاسی است تا باور قلبی. او مثل پلی بین مسیحیان و معتقدان به آیین‌های قدیمی است. او از اجدادش صبورتر و مهربان‌تر است. داستان هارالد با داستان آن دو خواهر و برادر در هم تنیده است به شکلی که انسجام داستان کلی سریال کاملا حفظ می‌شود. در سریال قبلی بخصوص بعد از مرگ راگنار تعداد شخصیت‌ها و داستان‌های فرعی تا حدی پراکنده و بیش از حد شده بود. اما در اینجا همۀ قصه‌های فرعی کاملا هماهنگ باهم پیش می‌روند.
 
«وایکینگ‌ها؛ والهالا» به غیر از داستان پرکشش و شخصیت‌های جذاب، سرشار از صحنه‌های خشن و دیدنی نبرد هم هست؛ هم نبرد‌های تن به تن و هم صحنه‌های بزرگ جنگ. از این جهت این سریال هیچ چیز از سریال قبلی کم ندارد.
 
ریتم سریال بسیار تند است و این مسئله با اینکه جاذبۀ سریال را بیشتر می‌کند، اما گاهی باعث شده که بعضی از موضوعات (مثل رابطۀ هارالد با برادرش یا بعضی از اتفاقات دربار انگلستان) خیلی بیش از حد سریع و سطحی نشان داده شوند.
جلوه‌های ویژۀ سریال بسیار خوب از کار درآمده و تقریبا بی‌نقص است؛ به جز صحنه‌های اقیانوس که تا حدی کیفیت پایین‌تری دارند. اما در عوض، صحنه‌های نبرد و مناسک مذهبی جلوۀ بصری خیره‌کننده‌ای دارند. طراحی لباس و گریم بازیگران هم بعضی جا‌ها (مثل لباس‌های درباری و پالتو‌های خز) هنرمندانه و جذاب است و بعضی جا‌ها (مثل لباس‌های نظامی و سلاح‌ها) خیلی عادی و بدون جزئیات است.
 
در کل باید گفت این سریال یک دنبالۀ موفق و درخشان است که دنیای بزرگتری را نسبت به دنیای سریال قبلی ساخته و روایت زیبایی از ادامۀ داستان وایکینگ‌ها به ما داده است. پایان‌بندی فصل اول ما را کاملا مشتاق تماشای فصل بعدی می‌کند. «وایکینگ‌ها؛ والهالا» آنقدر جذاب هست که هم طرفداران سریال قبلی را راضی کند و هم بینندگان تازه‌ای را به تماشای دنیای وایکینگ‌ها بکشاند.
 
  • بازیگران: سم کورلت (Sam Corlett)، فریدا گوستاوسون (Frida Gustavsson)، لئو سوتر (Leo Suter)
 
مجله فرارو