فرارو | سیاست پشت پرده مبادله زندانیان
bato-adv
کد خبر: ۹۲۵۶۵
تحلیل مبادله زندانیان میان فلسطین و رژیم صهیونیستی
تاریخ انتشار: ۱۳:۲۰ - ۲۶ مهر ۱۳۹۰

فرارو- بحث مبادله زندانیان میان فلسطین و رژیم صهیونیستی از سال 2006 و زمان دستگیری شالیط مطرح بود و حال زمان آن رسیده که یک هزار و 28 خانواده بار دیگر دور هم جمع شوند.

به گزارش سرویس بین الملل فرارو به نقل از الجزیره، فيليس بنيس، تحليل گر، نويسنده و كارشناس مسائل خاورميانه و آمريكا كه ساليان دراز در اين حوزه فعال بوده و مدیر موسسه مطالعات سیاست گذاری در واشنگتن است طی مقاله ای به ابزارها، اهرم ها و تغییراتی که در نهایت منجر به اجرایی شدن مبادله زندانیان شد پرداخته و می نویسد: هنوز نمی توان اطمینان داشت که تمام این زندانیان به کانون خانواده های خود بازگردند.

مانند بسیاری از دیگر اقدامات سیاسی و دیپلماتیک در اختلافات فلسطین- اسرائیل، بیانیه اخیر مبنی بر آزادی زندانیان بر اساس همان راه حلی بنیان نهاده شده که پیش از این بارها مطرح شده بود- طرحی که پیش از این تنها به دلیل انتخاب اشتباه زمان و اغلب غلط بودن خواست سیاسی اسرائیلی ها، با ناکامی روبرو بوده است.

در این مورد، بیانیه های جداگانه ای که از سوی خالد مشعل، رهبر حماس و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی اعلام شد، مشخص کرد که حماس گیلاد شالیط، سرباز اسرائیلی را که در سال 2006 توسط این جنبش دستگیر شده بود را در ازای آزادی یک هزار و 27 زندانی فلسطینی که برخی از آنها برای چند دهه در زندان بوده اند، آزاد می کند.

همانطور که توی کارون در وبلاگ مجله تایمز می نویسد: «بازده دو سر برد در خاورمیانه به ندرت اتفاق می افتد اما توافقی که براساس آن حماس زندانی اسرائیلی را در ازای یک هزار زندانی فلسطینی آزاد می کند، به هر دو طرف این امکان را می دهد که احساس پیروزی داشته باشند.»

این مبادله چهار سال دست به دست می شد اما توافقی در موردش صورت نمی گرفت. این واقعیت که چنین مبادله ای حال حتمی شده (باوجودی که پیش از خروج تمام زندانیان از زندان همچنان نمی توان به موفقیت آن اطمینان داشت) دو واقعیت به ظاهر متناقض را بیان می دارد: اسرائیل به عنوان قدرت اشغال گر، همچنان کنترل زندگی جمعیت فلسطینی اشغال شده را در دست دارد، و شرایط جدید منطقه ای و بین المللی اسرائیل را به چالش کشیده است.

عدم تقارن قدرت
کنترلی که اسرائیل بر جمعیت فلسطین اشغالی دارد در عدم تشابه تعداد زندانیانی که مبادله می شوند، مشخص است: فلسطینیان و در این مورد حماس، کنترل زندگی دقیقاً یک اسرائیلی را در دست دارد، یک سرباز اسیر (و در واقع، حماس با رد دسترسی شالیط به صلیب سرخ، قانون بین الملل را نقض کرد).

در سویی دیگر، حتی اگر کنترل اسرائیل بر سرزمین، مرزها، اقتصاد، مواد غذایی، آموزش و عملاً همه ابعاد زندگی در کرانه باختری، غزه و بیت المقدس شرقی را به کناری بگذاریم، اسرائیل به طور مستقیم بر زندگی هزاران زندانی فلسطینی احاطه دارد، زندانیانی که برخی شان در دادگاه های نظامی محکوم شده اند(که براساس کنوانسیون ژنو غیرقانونی است) و دیگر زندانیان از جمله اعضای منتخب پارلمان فلسطین، بر اساس سفارشات بازداشت اداری دستگیر و زندانی شدند (که این امر نیز غیرقانونی است).

تقریباً از زمانی که شالیط دستگیر شد، فلسطینیان تلاش خود برای مبادله زندانیان- آزادی وی در ازای آزادی یک هزار زندانی فلسطینی یا بیشتر را آغاز کرد. در این بازی خطرناک که جان تعداد بسیاری در آن دخیل بود، شالیط تنها برگ برنده فلسطینان بوده و هست. در واقع می توان گفت تنها دلیل بازداشت شالیط، نگه داشتن وی برای مبادله زندانیان در آینده بود.

در این شرایط اسرائیل هزاران زندانی بیشتر در اختیار داشت. (حدود شش هزار در حال حاضر و تا 11 هزار طی سال های اخیر). رژیم صهیونیستی به عنوان قدرت اشغال گر زندگی اشخاصی را تحت کنترل درآورده که به ادعای خود، تهدید امنیتی را متوجه اسرائیل می کنند. چنین اندیشه ای روحیه خانواده ها، دوستان، همسایگان و متحدان سیاسی این زندانیان را تضعیف می کند.

این امر اتحاد خانواده را که از ارکان اصلی ایستادگی و مقاومت در برابر اشغال گری ها است، تحلیل می برد و همان میزان قدرت رهبران فلسطینی در سرزمین های اشغالی را کاهش می دهد، چراکه ناتوانی شان در به دست آوردن آزادی زندانیان، ادعای شکننده بهره مندی از قدرت و اختیارات را از آنها سلب می کند.

اسرائیل بارها و بارها بحث آزادی تعداد بسیاری از زندانیان فلسطینی در برابر شالیط را مورد بررسی قرار داده و در نهایت آن را رد کرده است.

چه چیز تغییر کرده است؟
در شرایطی که بهار عربی، شکل گیری دولت های جدید در منطقه، تغییر مناسبات قدرت های منطقه ای، مطرح شدن پیشنهاد کشور مستقل فلسطینی در سازمان ملل و تغییرات سیاسی در درون رژیم صهیونیستی همه در کنار هم قرار گرفته اند، هر دو طرف این مبادله با فشارهای جدیدی روبرو شده اند.

حماس که حاکمیت نوار غزه را در اختیار دارد، ناگهان مجبور به پاسخگویی در قبال افزایش نادر حمایت از رقیب سیاسی خود، تشکیلات خودگردان فلسطین به رهبری جنبش فتح در کرانه باختری شد. زمانیکه محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین ماه گذشته به نمایندگی از سازمان آزادی بخش فلسطین، تقاضای کشور فلسطین و عضویت در سازمان ملل را به شورای امنیت برد، با تحسین ناگهانی و گسترده ای روبرو شد.

با وجود آنکه حماس زمان زیادی است که به دنبال مبادله زندانیان بدین شکل بوده، بخشی از تلاش های اخیر، بازتاب رقابت سیاسی طولانی مدت این جنبش با تشکیلات خودگردان فلسطین است. به خصوص، از آنجایی که انتخاب زندانیان از سوی حماس با دقت بالایی صورت گرفته و لیست زندانیان نه تنها شامل اعضای حماس، بلکه فعالان از تمام بخش های سیاسی، و از تمام قسمت های سرزمین اشغالی، کرانه باختری، نوار غزه و بیت المقدس شرقی می شود، مطمئناً محبوبیت و شعف گسترده ای را برای جنبش حماس به دنبال خواهد داشت.

شایعاتی به گوش می رسید که مروان برقوتی، یکی از سران جنبش فتح که شاید معروف ترین زندانی فلسطینی باشد و رهبر نسل جوان تر فتح خوانده می شود، در لیست زندانیان برای مبادله وجود دارد، مانند احمد سادات، از جبهه آزادی بخش فلسطین که نزدیک به یک دهه در زندان به سر می برد و گفته می شد نامش در میان زندانیان برای مبادله خواهد بود. اما شایعات بعدی حاکی از عدم وجود نام سادات و برقوتی در لیست زندانیان بود. بنابراین سوالات در مورد لیست و اینکه آیا برخی مقامات فلسطینی در نهایت آزاد می شوند یا خیر همچنان ادامه دارد.

تغییرات منطقه ای
تغییرات دیگر باید بر منطقه تاثیر می گذاشت. علیرغم افزایش تنش ها میان مردم و شورای نظامی که در مصر قدرت را به دست دارند، دولت پس از مصریان میدان تحریر نقش قابل ملاحظه ای را در منطقه ایفا می کند. به خصوص اینکه، مصر کمک به مذاکره در مورد توافق اتحاد فلسطینیان میان فتح و حماس را در اولویت قرار داده و بر اساس گزارش های به دست آمده، در مذاکرات مبادله زندانیان نیز شرکت داشته است. ترکیه نیز نقش به مراتب بیشتری را نسبت به گذشته در حمایت از حقوق فلسطینیان به عهده گرفته است. و در چنین شرایطی که اسرائیل با منطقه ای که دیگر در آن نمی توان به متحدان قدیمی چون قاهره و آنکارا تکیه کرد، روبرو است، بر نگرانی های نتانیاهو افزوده شده است.

بدون شک نگرانی های سیاسی رئیس رژیم صهیونیستی با کاهش محبوبیت وی در داخل نیز افزایش یافته است. حال افزایش انزوای اسرائیل در منطقه همخوانی بسیاری با افزایش مخالفت با ریاست نتانیاهو دارد که در تظاهرات های معترضان تل آویو در طول تابستان به وضوح بیان شد.

درست است که تظاهرات ها در اعتراض به هزینه مسکن آغاز شد (و هرگز ارتباطی آشکار با اشغال گری اسرائیل در آن دیده نشد)، اما این اعتراضات بارها و بارها به حملات سیاسی بر نتانیاهو انجامید که با سوالاتی در مورد نخست وزیر اسرائیل و مقایسه وی با دیکتاتورهای منفور عرب همراه می شد.

بنابراین، چرخش ناگهانی نتانیاهو در قبول مبادله زندانیان که بر خلاف ادعای قبلی وی مبنی بر اینکه چنین توافقی می تواند اسرائیل را به خط بیاندازد، بود تبدیل به یک ضرورت سیاسی برای نخست وزیر رژیم صهیونیستی شد. تقاضای گسترده مردمی از این رژیم در مورد اینکه اقدامی در جهت آزادی شالیط صورت گیرد، در لایه های منشور سیاسی اسرائیل نفوذ کرد و در چنین شرایطی دستیابی به این پیروزی می تواند بر فرصت های انتخاباتی نتانیاهو بیافزاید.

حال تنها سوالی که می ماند این است که آیا تمام این زندانیان آزاد می شوند و تمام یک هزار و 27 خانواده فلسطینی و یک خانواده اسرائیلی عزیزان خود را در آغوش خواهند گرفت؟

مجله فرارو